تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
مىكرد متاسفانه بيش از دو غزل از آثار او نتوانستم بدست آرم اميد است بازماندگان وى بتوانند مجموعه اشعار اين حكيم و عارف فرزانه را طبع و نشر نمايند .

تشنهء آب حيات

آنكه دل بر دوز من گشت نهان روى تو بود * و آنكه كُشتم به دو شمشير هم ، ابروى تو بود خوش شميمى كه نه هرگز بزدايد ز مشام * نكهت لعل تو و رايحهء بوى تو بود لاله‌سان داغ نهادم به دل از آتش عشق * در گلستان قدم خال چو هندوى تو بود آنكه مدهوش نمودم ز مى سحر حلال * شهد آب دهن و ديدهء جادوى تو بود كشدم آنكه به زنجير و رسن سوى توام * تار گيسوى تو و سلسلهء موى تو بود خم گيسوى توام دور زده همچو كمند * خوش‌دل آن صيد كه در حلقهء گيسوى تو بود مىتوان يافت خلاصى ز كمندت هيهات * رو بهر جا كه نهاديم همه سوى تو بود تشنهء آب حيات است « تجلّى » را دل * جرعه‌اى بخش كه دائم به لب جوى تو بود

مى وحدت

اى دل‌افسرده تا كى در قفس مانى خموش * در گلستان اندر آ چون بلبلان با صد خروش
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 240 | سيد محمد باقر برقعى