ايران و مقالاتى چند در روزنامهها و مجلهها و ضمنا چند تأليف و ترجمه بهطور مشترك با نويسندگان و مترجمان طبع و نشر كرده است .
آژنگ در سرودن شعر طبعآزمائى مىكند و نيز به گويش محلى اشعار زيادى سروده است .
دوست دارم
دوست دارم كه جهان را همه آباد ببينم * مردم از پير و جوان را همگى شاد ببينم
فقر و جهل و مرض از صفحهء گيتى بزدايد * گيتى آسوده ز هر زشتى و بيداد ببينم
بندگان رسته ز بند و ، اسَرا رسته ز زندان * سرخ و زرد و سيه و گندمى آزاد ببينم
محنت و آز و ستم دور شود از سرِ انسان * شادمان مرد و زن و كودكِ نوزاد ببينم
بينِ ابناء بشر ، دوستى و حُسنِ تفاهم * آشتيها همه پرطاقت و بنياد ببينم
غمگنان ، خستهدلان ، آهكشان ، رنجبران را * جمله شادابتر از شاخهء شمشاد ببينم
رَخت بربندد از اين گنبدِ دَوّار بديها * نه دگر دامى و ، نه حيلهء صيّاد ببينم
كامور ليلى و مجنون و دگر شيفتگان را * ويس و رامين هم و ، هم شيرين و فرهاد ببينم
يك طرف ساز و طرب ، نغمهء شورافكن چنگى * يك طرف شوق و شعف ، هلهله فرياد ببينم
آرزو كاش درآيد به عمل هرچه كه گفتم ، * تا بهر سو نگرم ، جملگى آباد ببينم
« گِلِه »
به عمر تيره ز كس روى خوش نديدم من * گلِ خوشى ز گلستانِ كس نچيدم من
ز دست خلق نياسودم اين دوروزهى عمر * چو قو ، اگرچه بهر گوشهاى خزيدم من
به هركسى كه دَمِ دوستى زدم روزى * بجز دورويى و رشك و ريا نديدم من
تمام كوششم از دست خلق شد خنثى * به هر درى زدم و هر طرف دويدم من
نداشت كوشش و فعّاليت اگر ثمرى * در آن زمان كه به مقصود خود رسيدم من
ز طعنهها و ز زخم زبان رشكبران * دو دست خود ز هرآن كوششى كشيدم من