تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
اسلامى آشنا شدم و تحت نظر اساتيدى چون عبد الرضا رادفر ، شكر اللّه شيروانى و محمّد جواد محبّت ، با فنون شعر آشنا شدم و از آنان كسب فيض كردم و بهره‌ها بردم » . نمونه‌هاى زير از اشعار اوست :

شهپر ققنوس

او دلش چون گوهرى با حجم اقيانوس بود * او براى من به‌سان شهپر ققنوس بود من به دنبال محبّت توى شب گم مىشدم * در شب تاريك من ، چشمان او فانوس بود من به‌سوى چشمك فانوس مىرفتم ، ولى * گونه‌هاى سرخ من با اشك او مأنوس بود او مرا مىخواند من مدهوش و بىجان مىشدم * چون صدايش مثل روحانيّت ناقوس بود من حوارى بودم و احساس ايمان داشتم * صد سبد احساس در ايمان من محسوس بود ذرّه بودم ، ذرّه نورى در كنار آفتاب * قطره بودم من ولى او اصل اقيانوس بود با نگاه خيره مشغول تماشايش شدم * عين عرفان در نگاه روشنم ملموس بود قطرهء « بارانم » و از اصل خود وامانده‌ام * بازهم حايل ميان ما و او افسوس بود

هنوز . . .

در و ديوار دلم در تب‌وتاب است هنوز * گوييا تشنهء يك خلسهء ناب است هنوز گل و نسرين و شقايق همه جمع‌اند ولى * چشم بيدار دلم در پى خواب است هنوز دف و ضرب و نى و مطرب همه در كار دل‌اند * دل ولى در گرو چنگ و رباب است هنوز عاشقم ، عشق تو در روح و تنم جاى گرفت * دل شوريدهء من مست و خراب است هنوز تو همان آب حياتى كه ز دستم رفتى * بىتو لب از عطشت در پى آب است هنوز من به دنبال تو گشتم همه روز و همه جا * حاصل اين شد كه دلم در تب‌وتاب است هنوز يادم آمد كه تو روشن شده بودى چو شهاب * دل « باران » زده‌ام فكر شهاب است هنوز