تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥

تقديم به محرومان . . . فصل التهاب

باز غوغا مىكند پاييز مست * باز بلبل در عزاى گل نشست بازهم در باغ‌ها بادى وزيد * باد آمد برگ‌ها را چيد ، چيد ! بازهم اين برگ‌هاى نازنين * سبز و سرخ و زرد ريزد بر زمين باز برگ شاخه‌ها كم مىشود * ساقه‌هاى خشك گل خم مىشود بازهم شد ، انقلاب رنگ‌ها * باز فصل التهاب سنگ‌ها باز آغاز هياهو در كلاس * باز درد بچه‌هاى بىلباس بازهم عطر تراوش‌هاى درد * سينه‌ها را غرق خون و آه كرد آن طرف در پشت ويترين بوتيك * توى گرماى لباسى خوب و شيك كودكى خوشحال با كفشى جديد * دست بابا مىگرفت و مىكشيد اين طرف در زير رگبار تگرگ * در كنار جنگ بين باد و برگ بازهم در كودك نايلون‌فروش * ديگ حسرت مىزند انگار جوش كاشكى كفشم پر از سرما نبود * كاش گرما رخوتم را مىربود باز كمبود گل و فقدان ياس * باز كمبود ريال و اسكناس باز دستى مىخرد يك پالتو ! * باز چشمى خيره بر دستان تو ! باز رنگ باغ‌ها شد زردِ زرد * سينه‌ها محنت‌سراى رنج و درد بازهم از آسمان باران چكيد * باز دست خسته‌اى چترى خريد باز آمد فصل كار چوب و نفت * باز گرما چادرش را بُرد و رفت باز روشن مىشود شوفاژها * باز خلوت مىشود گاراژها باز سطح كوچه‌ها سُر مىشود * باز درمانگاه‌ها پُر مىشوند باز بازار كِساد بستنى * بازهم شلغم به ياد بستنى باز بوى روغن داغ و حليم * باز دست خالى بابا رحيم