ادب پارسى چون سعدى و حافظ غافل نماند . در سال 1373 در كنگره سراسرى شبهاى شعر سيستان شركت كرد و با شاعران معاصر آشنايى و دوستى يافت .
آرام ، در همهء زمينهها شعر مىسرايد و تاكنون دو دفتر شعر از خود به جاى گذاشته كه توفيق نشر آن را نيافته است . اشعارش در جرايد و مجلّات به چشم مىخورد .
به مناسبت ميلاد مولا على عليه السّلام خانهء سبز
ميلاد مهتاب است امشب شب دراز است * بالاى بام كعبه امشب رمز و راز است
بنت اسد در پرنيانى از نيايش * ميراب مذهب جدّ احمد در نماز است
مىخواند آنجا آيهء « فَتْحاً مُبِيناً » * فارغ ز آمال عقيم و حرص و آز است
جبريل امشب از فراز آسمانها * آيينهدار خانهء سبز حجاز است
گل كرده امشب تكدرخت روشنايى * درهاى رحمت از ولاى غنچه باز است
امشب شب ميلاد مرواريد عدل است * امشب شب خيبرگشايى سرفراز است
احياء شود اسلام بايد از وجودش * او حيرت و ناباورى را چارهساز است
امشب محمّد صلّى اللّه عليه و آله در سراى آفرينش * گويد على عليه السّلام سرچشمهء راز و نياز است
در گوش شب مىخواند امشب چاوش حق * از صبح فردا بسته درهاى مجاز است
« آرام » مىداند از اينجا تا به محشر * درهاى لطف مرتضى پيوسته باز است
بسيج لالهها
ز شراب شعر امشب قدحى چنان بنوشم * كه تهى شوم ز معنا به فلك رسد خروشم
چه خوش است اگر توانم ز حرير واژه امشب * به تن غزل دوباره گهربها بپوشم
ز تكلّم خيالم شده سينه ، استوايى * به اجاق خامه امشب فوران آب جوشم
ز قبيلهء تفكّر ز نژاد پاك رويِش * ز تبار لاله و گل ز ديار مى فروشم
ز بسيج لالههايم كه شقايق شرافت * درجات عزّت اينك زده از كرم به دوشم