آسمانِ بىصدف ، بادهاى بىطرف * آسمان بىهدف ، بيدهاى سربهزير
اى نظارهء شگفت ! اى نگاره ناگهان ! * اى هماره در نظر ! اى هنوز بىنظير !
آيه آيهات صريح ، سوره سورهات فصيح * مثل خطّى از هبوط ، مثل سطرى از كوير
مثل شعر ناگهان ، مثل گريه بىامان * مثل لحظههاى وحى ، اجتنابناپذير
اى مسافر غريب ! در ديار خويشتن * با تو آشنا شدم با تو در همين مسير
از كوير سوت و كور تا مرا صدا زدى * ديدمت ولى چه دور ! ديدمت چه دير
اين تويى در آن طرف ، پشت ميلهها رها * اين منم در اين طرف ، پشت ميلهها اسير
دست خستهء مرا مثل كودكى بگير * با خودت مرا ببر ، خستهام از اين كوير
پنجره رو به باغ
دلى كه معرفت كسب داغ را گم كرد * شناسنامه گلهاى باغ را گم كرد
كسى كه نام عزيز تو را ز خاطر برد * كليد پنجرهء رو به باغ را گم كرد
هرآنكه بىتو سفر كرد طعمهء موج است * چرا كه در شب طوفان چراغ را گم كرد
مرا به سمت خيابان سبز عشق ببر * دلم نشانى آن كوچه باغ را گم كرد
بگذار بگويمت
اين دل به كدام واژه گويم چون شد * كز پرده برون ، پردهء ديگرگون شد
بگذار بگويمت كه از ناگفتن * اين قافيه در دل رباعى خون شد
در كوچهء آفتاب
در خواب شبى شهاب پيدا كردم * در رقص سراب ، آب پيدا كردم
اين دفتر پرترانه را هم روزى * در كوچهء آفتاب پيدا كردم