تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
اگر نى پرده‌اى ديگر بخواند * نيستان را به آتش مىكشاند سزد گر چشم‌ها در خون نشينند * چو دريا را به روى نيزه بينند شگفتا بىسر و سامانى عشق ! * به روى نيزه سرگردانى عشق ! ز دست عشق در عالم هياهوست * تمام فتنه‌ها زير سر اوست

مساحت رنج

شعاع درد مرا ضرب در عذاب كنيد * مگر مساحت رنج مرا حساب كنيد محيط تنگ دلم را شكسته رسم كنيد * خطوط منحنى خنده را خراب كنيد طنين نام مرا موريانه خواهد خورد * مرا به نام دگر غير از اين خطاب كنيد دگر به منطق منسوخ مرگ مىخندم * مگر به شيوهء ديگر مرا مجاب كنيد در انجماد سكون پيش از آنكه سنگ شوم * مرا به هُرم نفس‌هاى عشق آب كنيد مگر سماجت پولادى سكوت مرا * درون كورهء فرياد خود مذاب كنيد بلاغت غم من انتشار خواهد يافت * اگر كه متن سكوت مرا كتاب كنيد

ساقهء شكسته

تو حجم بستهء رازى ، اگر درست بگويم * تو ارتفاع نمازى ، اگر درست بگويم تو عقل سرخ شهابى ، تو فصل سبز نيازى * تو شرح گلشن رازى ، اگر درست بگويم دل گرفتهء ما را غمت گرفته به بازى * خوش است آينه‌بازى ، اگر درست بگويم تو نفى فاصله‌هايى ميان عشق و دل من * ولى چه دور و درازى ، اگر درست بگويم دلا ! به حال تو افسوس مىخورم كه نرفتى * تويى به ماندن راضى ، اگر درست بگويم دل مسافر من هم به ياد ساقه‌ات اى گل * شكسته خواند نمازى ، اگر درست بگويم

خسته‌ام از اين كوير

خسته‌ام از اين كوير ، اين كوير كور و پير * اين هبوط بىدليل ، اين سقوط ناگزير