تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
* * *
نيست صفاخيزتر از نام تو * عشق فرومىچكد از بامِ تو خاكِ تو سرشارترين خاكهاست * خانهء شفّاف‌ترين پاك‌هاست در تو چكد شعر ، اگر مىچكد * از در و بامِ تو هنر مىچكد
* * *
خاك تو ، اى چنبر جان را نگين ! * روح اهورايى ايران زمين ! داده به ايرانى و ايران شرف * هست گرامىگهران را صدف
* * *
حك شده بر خاكِ تو نام رضا عليه السّلام * در تن تو خفته ، امام رضا عليه السّلام كعبهء جان ، خواه نخواهى تويى * مخزن اسرارِ الهى تويى مرد اگر مست شد و هو كشيد * خاك نشابور تو را بو كشيد نور ، پناهندهء درگاهِ توست * نور ، نمايندهء درگاهِ توست نور ، گرفته ، رمق از طوس تو * مىرسد از راه ، به پابوس تو
* * *
اى نفسِ سوختهء سوگوار * خاكِ مصيبت‌زدهء داغدار نقشهء غم ، نقش‌ِبرآبت نكرد * فتنهء تاتار ، خرابت نكرد شعلهء تو خواب ندارد به ياد * كور ، اجاق تو نبود و مباد ! سركش و نستوهِ سترگى هنوز * عشقِ كهن سال ، بزرگى هنوز
* * *
سينهء بىكشمكشم مىدهد * سايهء تو ، پرورشم مىدهد با تو مرا غصّهء ترديد نيست * دلهره ، در خانهء خورشيد نيست وجد و وجود من و وجدان من * باغِ تو آباد ! خراسان من