چيست خلقت به غير بازيچه * من نفهميدهام كه يعنى چه ؟
آدمى آفريدهاى از گل * كردهاى در ميان دنيا وِل
ظاهراً آدمند و انسانند * باطناً پستتر ز حيوانند
چشم دارند و گوش و پيكر و خون * ليك از راه معدلت بيرون
سرنوشت تمام نسل بشر * تو بدادى بدست چند نفر
دور از انديشه مسلمانى * چه كنم نيستند ايرانى
عوض جدوجهد يا كوشش * سعى در راه صلح و آرامش
روز و شب اسلحه كنند فزون * مثل اينكه گرفتهاند جنون
خلق افتاده در غم وحشت * صلح دنيا فتاده در وحشت
تنگ شد بهرشان زمين و زمان * حال بگرفته در فضا جولان
تا كه تسخير ماه بنمايند * ماه را پايگاه بنمايند
تيشه بر ريشه حيات زنند * دست در كار كانيات زنند
بعد آهنگ ما سوى بكنند * بر عليه تو كودتا بكنند
فكر خود باش اى خداى حليم * كه نيفتى ميان ديك حليم
رسم دنيا هميشه اين بوده * تا جهان بوده اينچنين بوده
هركه زورش قوى است مالك اوست * مالك ملك و غير ذلك اوست
حق هميشه ضعيف و پامال است * مرد ناحق هميشه خوشحال است
چون تو مستى بهر كجا حاضر * هم بهر كار نيك و بد ناظر
پس چه حاجت به اين بيان باشد * پيش چشمت همه عيان باشد
تو بسى ديدهاى در اين دنيا * حقكشيها و ناروائيها
باز خاموش هستى و ساكت * لب فروبسته ساكت و صامت
من بسى سرگذشت در تاريخ * خواندهام موى بر تنم شد سيخ
داستان عجيب غمانگيز * قتل عام و جنايت چنگيز
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 388
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٣٨٨