تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
چيست خلقت به غير بازيچه * من نفهميده‌ام كه يعنى چه ؟ آدمى آفريده‌اى از گل * كرده‌اى در ميان دنيا وِل ظاهراً آدمند و انسانند * باطناً پست‌تر ز حيوانند چشم دارند و گوش و پيكر و خون * ليك از راه معدلت بيرون سرنوشت تمام نسل بشر * تو بدادى بدست چند نفر دور از انديشه مسلمانى * چه كنم نيستند ايرانى عوض جدوجهد يا كوشش * سعى در راه صلح و آرامش روز و شب اسلحه كنند فزون * مثل اينكه گرفته‌اند جنون خلق افتاده در غم وحشت * صلح دنيا فتاده در وحشت تنگ شد بهرشان زمين و زمان * حال بگرفته در فضا جولان تا كه تسخير ماه بنمايند * ماه را پايگاه بنمايند تيشه بر ريشه حيات زنند * دست در كار كانيات زنند بعد آهنگ ما سوى بكنند * بر عليه تو كودتا بكنند فكر خود باش اى خداى حليم * كه نيفتى ميان ديك حليم رسم دنيا هميشه اين بوده * تا جهان بوده اين‌چنين بوده هركه زورش قوى است مالك اوست * مالك ملك و غير ذلك اوست حق هميشه ضعيف و پامال است * مرد ناحق هميشه خوشحال است چون تو مستى بهر كجا حاضر * هم بهر كار نيك و بد ناظر پس چه حاجت به اين بيان باشد * پيش چشمت همه عيان باشد تو بسى ديده‌اى در اين دنيا * حق‌كشيها و ناروائيها باز خاموش هستى و ساكت * لب فروبسته ساكت و صامت من بسى سرگذشت در تاريخ * خوانده‌ام موى بر تنم شد سيخ داستان عجيب غم‌انگيز * قتل عام و جنايت چنگيز
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 388 | سيد محمد باقر برقعى