تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
نيگوهُم « 1 » كه ز بها به عجم‌ها چه رسيد * همه دونن كه چه بيد چونكه هو « 2 » شاهكار تونه هر رسولى افرستى « 3 » و كتاب داره * يا كُرِت « 4 » يا كرُگوت « 5 » يا كه جلودار تو نِه آدُمِه كول از نى « 6 » و اكُو نيس وُرمنه باغ * انِهى ترد بريشِ كه يودى وار « 7 » تونِه آبرو سورا بَرى « 8 » سى « 9 » دوسه كَپ « 10 » گندم و جو * سى چه گندم نخوره پس پُوچه سركار تو نِه او كه شيطونه و بىگول به آدم زِيده * گوشه نفتس بُكُنى خوس « 11 » دُزد بازار تو نِه باغِيه رفت بيك شو « 12 » و گُرهُد « 13 » از چنگت * خت « 14 » بيد « 15 » كه بره ارَند گرفتار تو نِه گُديه « 16 » روز قيامت ز لُر احوم « 17 » مولاش حساب * تو چه داديس ؟ هرچه داره ؟ چه بدهكار تو نِه حق تو دادى بكنى هرچه به دنيا اخوهى « 18 » چون همه بيد « 19 » و نبيد « 20 » زنده ز پندار تو نِه * هرچه بنائى كه بسازن همه ويرون ابوهه « 21 » غير پاينده فقط گنبد دوار تو نِه * « افسر » ئى فخر به سى تو كه بعد از مرگت اسم لُر تا به ابد زنده ز اشعار تو نه
هامش
( 1 ) - نمىگويم ( 2 ) - همه ( 3 ) - مىفرستى ( 4 ) - كسرت ( 5 ) - برادرت ( 6 ) - مىزنى ( 7 ) - مىبرى ( 8 ) - مىزنى ( 9 ) - مشت ( 10 ) - خودش ( 11 ) - خانه ( 12 ) - مشت ( 13 ) - خودش ( 14 ) - شب ( 15 ) - گريخت ( 16 ) - خودت ( 17 ) - بود ( 18 ) - پر ( 19 ) - بودن تو است ( 20 ) - نبود ( 21 ) - مىشود
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 318 | سيد محمد باقر برقعى