اينك سوار بارهى طوفانم * دريا بمان دوباره كه برگردم
هو حق حيدر
يكعمر زديم ناله حق حيدر * تا وصل تو شد حواله هو حق حيدر
تا نرگس تو بادهپرستم سازد * بگرفته به كف پياله هو حق حيدر
خورشيد عشق
خورشيد عشق ديشب ساعت نه صبح طلوع كرد
و ما شبى را در نور به صبح برديم
پرندگان عاشق ما را احاطه كردند
و در جستجوى عشق بالبال مىزدند
ما پرواز را در روشناى شب
جشن گرفتيم
و تا هميشه دل به ترنم عاشقانهها خويش داشتيم
شايد پرواز پنجرهاى باشد بسوى شبنم و محبت
ديگر هيچكس طعم شبنم محبت را فراموش نمىكند
وقتى تيكتاك قلبم هماهنگ
مىنوازد