بهار من
بهار من بمان ولى شكوفه بارتر * در اين خزان بىكسى بمان ولى بهارتر
كسى نبود او كه مىگذشت بىصدا * و مثل من غبار بود و بازهم غبارتر
نشستهام كنار خود و يك حضور مختصر * عبور لحظهها مرا نشاند اشكبارتر
كسى نگفت با اين از قبلهء شهابها * ستاره سوخته منم و عشق بركنارتر
كسى مرا به جستجوى خويش مىبرد ولى * كيسست يكنفس ز روح خسته بىقرارتر
شكوه ساحل اميد
پناه قلب كشور اميد مرد و زنيد * هماره فخر وجود يد و دين پناه شماست
به لحظه لحظه آبىترين تموّج عشق * شكوه ساحل اميد در سپاه شماست
يا حسين
دارم دلى به عشق تو دردآشنا حسين * اى جان عالمى به فداى تو يا حسين
ما را كجا نصيب شود كربلاى تو * عمرى است بودهام به كرب و بلا حسين
دگر هيچ
مائيم و عشق و شور و دگر هيچ * افسانه عبور و دگر هيچ
جامى پر از توالى و تكرار * دستى پر از غرور و دگر هيچ
اى كاش
آمد شرار و سوخت سراپايم * پرواز كرد روح ز جسم من
در بىقرارى همه هستى * اى كاش مىشكست طلسم من
باره طوفان
از آسمان خسته دلتنگى * تنها و بىستاره سفر كردم