تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥

بهار من

بهار من بمان ولى شكوفه بارتر * در اين خزان بىكسى بمان ولى بهارتر كسى نبود او كه مىگذشت بىصدا * و مثل من غبار بود و بازهم غبارتر نشسته‌ام كنار خود و يك حضور مختصر * عبور لحظه‌ها مرا نشاند اشك‌بارتر كسى نگفت با اين از قبلهء شهاب‌ها * ستاره سوخته منم و عشق بركنارتر كسى مرا به جستجوى خويش مىبرد ولى * كيسست يك‌نفس ز روح خسته بىقرارتر

شكوه ساحل اميد

پناه قلب كشور اميد مرد و زنيد * هماره فخر وجود يد و دين پناه شماست به لحظه لحظه آبىترين تموّج عشق * شكوه ساحل اميد در سپاه شماست

يا حسين

دارم دلى به عشق تو دردآشنا حسين * اى جان عالمى به فداى تو يا حسين ما را كجا نصيب شود كربلاى تو * عمرى است بوده‌ام به كرب و بلا حسين

دگر هيچ

مائيم و عشق و شور و دگر هيچ * افسانه عبور و دگر هيچ جامى پر از توالى و تكرار * دستى پر از غرور و دگر هيچ

اى كاش

آمد شرار و سوخت سراپايم * پرواز كرد روح ز جسم من در بىقرارى همه هستى * اى كاش مىشكست طلسم من

باره طوفان

از آسمان خسته دل‌تنگى * تنها و بىستاره سفر كردم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 295 | سيد محمد باقر برقعى