گونهء شما سخنرانى مىكند . آيتاللّه فكور مشتاق شنيدن سخنرانى من شد . مرا به منزل حاج على اصغر بنى اسدى بردند و آيتاللّه نيز خود به آنجا آمد و از من خواست كه سخنرانى كنم . ابتدا شرم حضور مانع شد ، بالاخره قرار شد يك سينى جلو صورت خود بگيرم و سخنرانى او را بازگو كنم . همين كار را كردم . به قدرى آيتاللّه فكور تحت تأثير قرار گرفت كه گفت من وظيفهام در اينجا پايان يافته و از زحماتم نتيجه گرفتهام ، ازاينپس بايد كودك تحت تعليم قرار گيرد . بههرحال ، در سال 1323 شمسى مرا به قم فرستادند و آيتاللّه فكور مرا در حجرهء يكى از طلّاب يزدى در مدرسهء دارالشّفاء اسكان داد و به درس و بحث مشغول شدم و مدّت چهار سال در قم به تحصيل اشتغال داشتم . در سال 1332 چند سالى نيز در تهران به تحصيل پرداختم آنگاه براى ادامهء تحصيل به عتبات عاليات رفتم و در نجف اشرف به تحصيل مشغول شدم و از محضر بزرگان و مدرّسين و مراجع عظام كسب دانش كردم تا به درجهء اجتهاد نايل شدم و از جمعى از بزرگان اجازهء اجتهاد گرفتم » .
شمس الاشراق ضمن تحصيل ، رشتهء وعظ و خطابه را پى گرفت و در مناسبتهاى مختلف منبر مىرفت و هنگامى كه در نجف اشرف اقامت داشت ، از طرف بعضى از مراجع براى تبليغ و ارشاد به كشورهاى مختلف اعزام مىشد . از اين روى ، به كشورهاى زيادى مسافرت كرده و سفرنامهء خود را تحت عنوان « سيرى در آفاق و انفس يا جهانگردى شمس » به رشتهء تحرير درآورده كه هنوز طبع و نشر نشده است .
شمس الاشراق ، كه از قريحهء شاعرى نيز برخوردار است و در شعر گاه از تخلّص « شمس » و گاه از تخلّص « اشراق » استفاده مىكند ، در بديههگويى نيز مهارت دارد و آثار منظومى چند دارد كه فقط شرعيّات شيعهء آن چاپ و منتشر شده است .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 284
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٨٤