من از رنگ محيط خويش بيزارم
و نفرت دارم و هرگز
نه با اين رنگ خو گيرم
نه در آيم به هر رنگى
من اعلام ستيز و جنگ دادم
ديو سرنوشت خويش را
. . . . ديرى است
امّا
گرچه مىدانم
در اين ميدان خون و آتش و كينه
تكاور رَخش فكر خويش را بيهوده مىرانم
مىدانم
و ليكن با تمام نااميدىها
سرود زنده بودن
جنگ كردن
تا به اوج قلّهء پيروزى اميد ، مىخوانم .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٧٧