اشك تماشايى
اى كه ديدى به عيان اشك تماشايى من * ترسم اين سيل برد مردم بينايى من
گفته بودى بزنم نقش تو بر لوح خيال * تا خيالت چه كند با دل سودايى من
خواب گيسوى تو ديدم كه چو يلداست بلند * روشن از كوكب چشمت شب يلدايى من
گرچه هستى همه دام است چه بيم است مرا * نشود صيد كسى آهوى صحرايى من
سينهام زخمى فرياد شد از شوق حضور * شور عشقت به سر آورد شكيبايى من
سوختم ، سوختم اى ديده بيفشان آبى ! * تا كه افشا نشود قصهء شيدايى من
موج عشق تو به غرقاب جنونم انداخت * غرق در ورطهء خون شد دل دريايى من
با تو پرواز در آنسوى رهايى زيباست * بىتو عالم قفس بسته تنهايى من
آسمانى و تو را نيست كرانى پيدا * گوشهاى ديده ز تو وسعت بينايى من
بوى خوبى
بوى گندم بوى باران مىدهى * بوى عطر تازهء نان مىدهى
بوى دريا بوى ساحل بوى موج * بوى ابر و باد و طوفان مىدهى
بوى آهنگ دراى كاروان * بوى آتش در زمستان مىدهى
بوى پرچينهاى پرچين تمشك * بوى كشت نوبهاران مىدهى
بوى شببو در پگاه كوهسار * بوى ميخكهاى خندان مىدهى
بوى كندوهاى شيرين عسل * بوى گلهاى بيابان مىدهى
بوى داس و بافههاى زرد جو * بوى خرمنكوب دهقان مىدهى
بوى شير تازه دوش ميشها * بوى آب مشك چوپان مىدهى
بوى جنگلهاى انبوه بلوط * بوى رود « تنگچوگان » مىدهى
بوى نرگسزار دشت « كازرون » * بوى درياى « پريشان » مىدهى
بوى نخلستان خرماى جنوب * بوى تابستان سوزان مىدهى
بوى تنگستان مردان دلير * بوى اسب و گُرد ميدان مىدهى
بوى فايز آن دوبيتىساز دل * بوى بابا پير عريان مىدهى
بوى شعر شاعران شهر گل * بوى بستان و گلستان مىدهى
بوى حافظ گوهر ناياب عشق * بوى اقيانوس عرفان مىدهى