شاعر است ، انتشار داد . در ضمن از نويسندگان اروپايى آثارى ترجمه كرده كه كتابهاى :
بررسيهاى ادبى ( آندره موروا ) ، و نيه توچكا ( داستايوفسكى ) به نام نغمهپرداز نامراد ، از ترجمههاى اوست . وى با هنر موسيقى نيز آشنا است و سهتار و ويولون را خوب مىنوازد .
اينك چند نمونه از شعر او :
غنچهء پژمرده
شاخهء بشكستهام كز برگ و بار افتادهام * از نگونبختى ، ز چشم نوبهار افتادهام
پايمال باغبانم در بهار زندگى * غنچهء پژمردهام كز شاخسار افتادهام
بىنصيبى بين كه شد گهوارهء من گور من * دانهء بىحاصلم در شورهزار افتادهام
در گلستانى كه گلچين غارتِ گل مىكند * من چو اشك شبنم از چشم بهار افتادهام
نور خورشيدم كه بر ويرانهها تابيدهام * پرتو شمعم كه بر روى مزار افتادهام
از سبكبارى نگردد پايمال من كسى * سايهء سروم به روى سبزهزار افتادهام
مايهء نابودى من شعلهء آه من است * در ميان خرمن خود ، چون شرار افتادهام
در فراموشى بسرآمد بهار عمر من * چون گل صحرا ز گلشن بر كنار افتادهام
آرزوها
من اگر باد نوبهار شوم * همچو موى تو مشكبار شوم
دامن افشان روم به هر سويى * كه بدزدم ز هر گلى بويى
همه را جا دهم به دامانم * به اميدى كه پرتو افشانم
گر بيايى به سير باغ و چمن * سر نهد شاخ گل به دامن من
كه گلى را از او جدا سازم * پيش پايت به خاك اندازم
خم كنم سبزههاى رعنا را * تا تو آسودهتر نهى پا را
هر قدم بنگرم وفاى تو را * كه ببوسم نشان پاى تو را
* * گر شوم پرتوى جهانافروز * گه كشد چادر شب از سر روز
مشترى گر شوند مهر و مَهَم * زهره شويد به اشك ، خاك رهم
بكشد ماهتاب بر دوشم * يا كشند اختران در آغوشم