در سير تو طاقتم بفرسود * زين منظر چيست عاقبت سود
تو چيستى اى شب غمانگيز * در جستجوى چه كارى آخر
بس وقت گذشت و تو همانطور * استاده به شكل خوفآور
تاريخچهء گذشتگانى * يا رازگشاى مردگانى
تو آينهدار روزگارى * يا در ره عشق پردهدارى
يا دشمن جان من شدستى * اى شب بنه اين شگفت كارى
بگذار مرا به حالت خويش * با جان فسرده و دلريش
بگذار فروبگيردم خواب * كز هر طرفى همىوزد باد
وقتيست خوش و زمانه خاموش * مرغ سحرى كنيد فرياد
شد محو يكانيكان ستاره * تا چند كنم به تو نظاره
بگذار به خواب اندر آيم * كز شومى گردش زمانه
يكدم كمتر به ياد آرم * و آزاد شوم ز هر فسانه
بگذار كه چشمها ببندد * كمتر به من اين جهان بخندد
مهتاب
مىتراود مهتاب
مىدرخشد شبتاب
نيست يكدم ، شكند خواب به چشم كس و ليك
غم اين خفتهء چند
خواب در چشم ترم مىشكند .
*