كوثر ( 1330 )
محمد قولىمياب ، كه در شعر كوثر تخلص مىكند ، در سال 1330 در روستاى مياب از توابع مرند در يك خانواده كشاورز قدم به عرصهء حيات گذاشت و از همان كودكى به كار و زحمت تن درداد و بعد از تحصيلات ابتدايى رهسپار تهران شد و با كار طاقتفرسا و مشقتبار به درس ادامه و به قول خودش با جان كندن موفق به اخذ فوق ديپلم شد .
محمد قولى دربارهء زندگى و شعرش چنين مىگويد : « از همان كودكى روحيهاى حسّاس و زودرنج داشتم و از وقتى كه خود را شناختم از مردم مىرميدم و در طبيعت مىآرميدم و به زمزمه مىپرداختم ، كه بعدها اين زمزمهها برايم مفهوم شعر را پيدا كرد . تا يازدهسالگى به مدرسه نرفتم و معلّم من طبيعت بود . وقتى كه به مدرسه رفتم ، سالى پنج ماه بيشتر درس نمىخواندم و اين مدت گاهى به دو ماه نيز تقليل پيدا مىكرد و دوران متوسطه هم اين وضع ادامه داشت ، اما با اين حال هميشه شاگرد اول مدرسه و كلاس بودم . »
محمد قولى شاعرى است كه به دو زبان فارسى و آذرى شعر مىسرايد و قصه مىپردازد و در نظر دارد در صورتى كه امكانات اجازه دهد و فرصتى پيش آيد ، آثارش را طبع و منتشر سازد و در حال حاضر با سمت دبيرى مسئول بخش شعر و قصه ، در امور تربيتى منطقهء هشت آموزش و پرورش تهران به فعاليت و انجاموظيفه مىپردازد .
در ميلاد مبارك حضرت رسول اكرم ( ص )
مىنشينم به بوى يار امشب * مىزدايم ز دل غبار امشب
رقص بال فرشته مىآيد * نرمنرمك ، نسيموار امشب
چشم بالا بهسوى پايين است * عرش در حال انتظار امشب