در وفات حضرت فاطمه زهرا ( س )
هنگامهء بدرود با زهراست ، امشب * يا رب على تنها ، على تنهاست امشب
فرياد وا ويلا ز هر سويى بلند است * در خانهء مولا على غوغاست امشب
* * امشب على با آل خود تنها نشسته * خونين جگر در ماتم زهرا نشسته
امشب غم بىمادرىّ كودكانش * در سينهء غمپرور مولا نشسته
* * امشب قلوب امّت ما داغدار است * امشب دل ياران مولا بىقرار است
خونين شده امشب دل آل محمّد * ختم الرّسل با عرشيان چشم انتظار است
* * امشب عزيزى ميهمان دارد محمّد * داغ فراغش را به جان دارد محمّد
از پيكر آزردهء زهراى اطهر * بر گونهها اشك روان دارد محمّد
* * هنگامهء بدرود با زهراست ، امشب * يا رب على تنها ، على تنهاست امشب
فرياد وا ويلا ز هر سويى بلند است * در خانهء مولا على ، غوغاست امشب
بهترين گوهر هدايت
جوشش كوثر ز شوق روى اوست * بوستان را نكهت گيسوى اوست
سرفرازى سرو را ، شمشاد را * مظهرى از قامت دلجوى اوست
عاشقان را آنچه شيدا مىكند * طرّهء پرپيچ عنبر بوى اوست
قدرت اعجاز موسى كليم * عاجز اندر حضرت جادوى اوست
ميگساران را دو چشم او قدح * روزهداران را هلال ، ابروى اوست
جلوهاى كرد و دل عشّاق برد * عالمى در گفتگوى روى اوست
از من بيدل نشان دل مپرس * دل گرفتار كمند موى اوست
تا كه اين كون و مكان برجا بود * قبلهگاه عشقبازان كوى اوست
شهد شعر « كوثر » شوريده حال * از لب شيرين شكّر خوى اوست
گو سرآمد شهرت مشك ختن * دور ، دور نافهء آهوى اوست