در رثاى حسين بن على ( ع ) « 1 »
باز اين چه آتش است كه بر جان عالم است ؟ * باز اين چه شعلهء غم و اندوه و ماتم است ؟
باز اين حديث حادثهء جانگداز چيست ؟ * باز اين چه قصّهايست كه با غصّه توأم است ؟
اين آه جانگزاست كه در ملك دل به پاست * يا لشكر عزاست كه در كشور غم است ؟
آفاق پر ز شعلهء برق و خروش رعد * يا نالهء پياپى و آه دمادم است ؟
چون چشمه ، چشم مادر گيتى ز طفل اشك * روى جهان چوى موى پدر گشته درهم است
زين قصّه سر به چاك گريبان كروبيان * در زير بار غصّه قد قدسيان خم است
گلزار دهر گشته خزان از سموم قهر * گويا ربيع ماتم و ماه محرم است
ماه تجلّى مه خوبان بود به عشق * روز بروز جذبهء جانباز عالم است
مشكاة نور و كوكب درّى نشأتين * مصباح سالكان طريق وفا حسين
هامش
( 1 ) - يك بند از دوازده بندى است كه شاعر به اقتفاى دوازده بند محتشم سروده است و ما بند اول آن را انتخاب كرديم .