تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3505

مساهمون:

ص٣٥٠٥

شور شهادت

على اكبر سفر كردى و رفتى * ز غم ، خاكم به سر كردى رفتى بسوزد از غم آن قد و قامت * سويداى دل من تا قيامت نهال نورسم در اين بيابان * ز من قطع نظر كردى و رفتى ز بس شور شهادت بر سرت بود * سيه ما را به سر كردى و رفتى بسان لاله‌ام اى لاله رخسار * مرا خونين جگر كردى و رفتى اميدم بود غمخوارم تو باشى * غمم را بيشتر كردى و رفتى به جاى جامهء دامادى آخر * كفن ، مادر به تن كردى و رفتى عزيزم ! اكبرم ! در اين مصيبت * جهان را پرشرر كردى و رفتى

نوحه

بر پا ، بساط ديگر است امشب * گويا كه روز محشر است امشب اين هاىهوى و شور و غوغا چيست ؟ * اوضاع عالم ديگر است امشب شال عزاى شاه مظلومان * بر گردن پيمبر است امشب قربانيان كوى جانان را * شوق شهادت بر سر است امشب مجنون صفت ، حيران و سرگردان * ليلا ز بهر اكبر است امشب بهر لب خشك على اصغر * چشم رباب از خون تر است امشب روح الامين ز انديشهء فردا * مانند مرغ بىپر است امشب زهراى اطهر از غم فرزند * در خلد ، نيلىمعجر ، است امشب « مينو » تو را شغل عزادارى * از تاج‌دارى بهتر است امشب