شور شهادت
على اكبر سفر كردى و رفتى * ز غم ، خاكم به سر كردى رفتى
بسوزد از غم آن قد و قامت * سويداى دل من تا قيامت
نهال نورسم در اين بيابان * ز من قطع نظر كردى و رفتى
ز بس شور شهادت بر سرت بود * سيه ما را به سر كردى و رفتى
بسان لالهام اى لاله رخسار * مرا خونين جگر كردى و رفتى
اميدم بود غمخوارم تو باشى * غمم را بيشتر كردى و رفتى
به جاى جامهء دامادى آخر * كفن ، مادر به تن كردى و رفتى
عزيزم ! اكبرم ! در اين مصيبت * جهان را پرشرر كردى و رفتى
نوحه
بر پا ، بساط ديگر است امشب * گويا كه روز محشر است امشب
اين هاىهوى و شور و غوغا چيست ؟ * اوضاع عالم ديگر است امشب
شال عزاى شاه مظلومان * بر گردن پيمبر است امشب
قربانيان كوى جانان را * شوق شهادت بر سر است امشب
مجنون صفت ، حيران و سرگردان * ليلا ز بهر اكبر است امشب
بهر لب خشك على اصغر * چشم رباب از خون تر است امشب
روح الامين ز انديشهء فردا * مانند مرغ بىپر است امشب
زهراى اطهر از غم فرزند * در خلد ، نيلىمعجر ، است امشب
« مينو » تو را شغل عزادارى * از تاجدارى بهتر است امشب