« عاطفه » لطف و صفاست
رونق و گرمى كاشانهء ماست
« خاطره » پاكتر از شبنم گل
يادبودى ز تماميّت ماست
نوگل كوچك ما ، از بهار آمده است
پر « ترانه » پرشوق پراميد فرداست
* دختران گل من ، نونهالان و اميد دل من
زندگى بس زيباست
ليك زيباتر از آن ، جملهء پايان من است :
دست در دست دهيد
يار و ياور باشيد
بر درخت هستى
شاخ پربر باشيد
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3495
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٣٤٩٥