منعم ( 1319 - 1245 )
ميرزا شكر اللّه ، متخلص به منعم ، در سال 1283 قمرى در اصفهان پا به جهان نهاد .
برادرش ميرزا عبد الرحيم ، متخلص به افسر ، شاعر و خطاط نامى نيمهء دوم قرن سيزدهم هجرى است كه از خوشنويسان نستعليق بود و در حسن خط به درجهاى رسيد كه قطعاتش با نوشتههاى مير عماد الحسنى خوشنويس عهد صفوى براى اهلفن مشتبه مىشد .
منعم تحت تربيت پدر خويش ، ميرزا محمد على مسكين اصفهانى ( متوفى 1303 قمرى ) كه از شعراى معروف زمان خود بود ، به فنون شعر و ادب آشنا گرديد و در اثر مصاحبت با فضلا و گويندگان ، خود از سخنسرايان نامدار اصفهان شد و در سرودن انواع شعر تسلط يافت و غالبا قصايد غرايى در مدح ائمهء اطهار ( ع ) مىسرود .
منعم از پيروان طريقهء نعمتاللّهى بود و به مير محمد هادى و پس از او به ميرزا عباس صابر عليشاه ، كه شيخ آن سلسله در اصفهان بودند ، ارادت مىورزيد . وى از راه كتابت و منشيگرى روزگار مىگذرانيد و در اواخر عمر منتخبى از اشعار خود را به نام " سفرهء منعم " به چاپ رسانيد و در سال 1360 قمرى كه مقارن با پايان طبع ديوانش بود ، در سن 77 سالگى بدرود زندگى گفت .
شرط وصل
نظر به ابروى همچو كمان يار ببستم * چو تير و چون شدم از او جدا به خاك نشستم
به خواب دوش كمر بود دست من به ميانش * ولى چو چشم گشودم نبود هيچ به دستم
بلى ز هر سر مويم شنو ، الست چو گفتى * كه من تو را ز مقرّان بامداد الستم
درست دسته ببستم گلى به باغ و ليكن * چو دست داد تماشات دست خود بشكستم