تشنهء ديدار
گفتم كه شدم تشنه جوابم دادى * در پيچ و خم كرانه تابم دادى
آنگاه كه دل تشنهء ديدار تو شد * دريا دريا ، نشان ، آبم دادى
مرام دوست
وقتى كه دلى ز غصّه غمآگين است * همدردى ديده ، بهترين آيين است
از گريه اگر به خون رسد ، مىگويند : * اين است مرام دوست ، آرى اين است
قبلهء سبز
بر قبلهء فصل سبز رو خواهم كرد * سرسبزى خويش آرزو خواهم كرد
آنگاه ، به امّيد اجابت شب و روز * در باغ وجود ذكر او خواهم كرد
قايق متروك
تا در انديشهء تو ،
طرح آرامش دريا باقيست
و درون ذهنم ،
نعرههاى امواج ،
دمبهدم مىپيچد .
قايق مقصد ما ،
همچنان مىماند
روى شنهاى كرانه متروك !
تصوير
همهء آينهها يكرنگاند .
تو اگر بىرنگى ،
دل به آرامش يك آينه بسپار و برو .