برنامهء زندگى
در عمر دوروزهام خوشى خواهم جست * پيدا چو نشد فرامشى خواهم جست
ور زان كه مرا فرامشى دست نداد * راهى به جهان خامشى خواهم جست !
ترس و فرار
در اين سفر تصادفى وين شب تار * مجبور به رفتنم بىمكث و قرار
هر لحظه هيولاى عدم در پى ماست * وين عمر من و تو جمله ترس است و فرار !
گذشت عمر
دانى كه چگونه عمر ما مىگذرد * گويى كه سحابى از سما مىگذرد
تصوير حكايتيست هر بيم و اميد * كز ديده چو فيلم سينما مىگذرد !