گر بود معنى آن مساوات * پس چرا خان نگردد مجازات
هست قانون فقط حافظ خان * سنگر رشوهخواران و دزدان
كفهء خان چو باشد در آن زر * نيست با كفهء توده ميزان
نيست قانونى اكنون مقدّس * كان بود حافظ توده و بس
زان پس از مدتى بىقرارى * روز و شب مىكشد انتظارى
تا كه فرزندش از در درآمد * وارهد زين غم و رنج و خوارى
مانده يك ماه و ده روز ديگر * تا كه بازآيد او نزد مادر
ناگهان دشمن خلق ايران * با كمك ، با هماهنگى خان
در شمال او به پا جنگ خونين * كرد و شد كشته خلقى فراوان
گشت فرزند آن مادر زار * كشته در دست يك عده اشرار
زن شتابان روان شد به بازار * دور او حلقه زد خلق بسيار
جملگى مات و مبهوت از اين كار * تا چه گويد زن از بهر حضّار
ناگهان از غضب او برآشفت * بهر مردم بدينسان سخن گفت
جنگ توأم به نابودى ماست * جنگ سرمنشأ فقر و فحشاست
سرنگون گردد اين پرچم شوم * كاين زمان در كف ينگهدنياست
جنگ از ايدههاى تزار است * جنگ محصول سرمايهدار است
صلح آن چهرههاى جوان است * صلح آن عشقهاى نهان است
صلح آن كودك خوشزبان است * صلح اميد پير و جوان است
پيش با هم زن و مرد ايران * پيش در راه صلح از دلوجان
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3287
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٣٢٨٧