ترانهء ناهيد
اى آسمان ترانهء ناهيدها چه شد * فرياد شب شكستن خورشيدها چه شد
از بام عرش مژدهء بانگى نمىرسد * پژواك همسرايى مهشيدها چه شد
چاووشخوان قافلهء روشنى كجاست * سردار فاتح دژ جمشيدها چه شد
وان هاىهوى و نعرهء ديوانگان باد * در حلقههاى خم به خم بيدها چه شد
گفتى به پردهها كه فروگيرم از يقين * درهم كشم دريچهء ترديدها چه شد
ما را قمر ز دايره داسى نمود و بس * جشن درو به خرمن خورشيدها چه شد
اى آسمان ، تفأل اشكى مگر زنى * در چشم شب تبلور ناهيدها چه شد
واژههاى طوفانى
يك پياله مىخواهم يك پياله ويرانى * جرعهاى فراموشى ، ساغرى پريشانى
در فلك دراندازم آذرخش بنيان كن * جان آسمان سوزم ، با شرارى انسانى
رعد آتشافكن كو ، سيل خانمان كن كو * جان من برآشفت از گريههاى بارانى
در ميان باغ امشب فتنهها برانگيزم * با زبان خاموشى با حديث پنهانى
خواب نسترنها را سربهسر برآشوبم * بسكه جلوه انگيزم از خسى بيابانى
خون سرد زنجيرم در رگان بيداران * خواب شعله مىبينم شعلههاى عصيانى
شعر من پريشان شو ، آتشين و پيچان شو * رايتى برافراز از واژههاى طوفانى