كوى قناعت
گلعذاران كى به هر گلزار تنها مىروند * هركجا اين دلربايان با دل ما مىروند
سوى قاف قرب معنى موشكافان سخن * بر فلك از برد همّت همچو عنقا مىروند
بهر تدريس محبّت نازكانديشى نگر * صوفيان با نشئهء جام تولّا مىروند
رادمردانى كه در كوى قناعت زيستند * كام خشك از خوان دوران بىتمنّا مىروند
اى بسا با ديدهء دل درك مطلب كردهاند * بىعصا آنها كه ره با چشم اعما مىروند
مهرورزان را ز رنج تيرهروزى باك نيست * رهنوردان مجرّد ره به شبها مىروند
خضر اگر گم گشت عمرى در زلال زندگى * مىكشان در جستجوى درد صهبا مىروند
اى « مجرّد » روح صائب شاد باد از اينكه گفت * رهنوردانى كه چون خورشيد تنها مىروند