مرغك غوطهور مات و مغموم * جنگد آهسته با خشم طوفان
گرچه حق چيره مىگردد آخر * ارچه گاهى شود چيره شيطان
* * موجهاى كف آورده بر لب * تيره بر مرغ دريا زمان كرد
وه چه بسيار قربانى اينسان ! * خيره طوفان به دريا نهان كرد
* * شورشى وحشتافزا و مبهم * كرده بر پا خزر بىمحابا
چند روزى به پايان مرداد * كرد درياچه اين گونه غوغا
* * پرچم تيرهرنگ سياهى * دور از ساحل كهنه پيداست
پيك مرگ دو صيّاد محروم * روى آن با علامت هويداست
* * گويى امروز سيل حوادث * بارد از آسمان سوى ساحل
كرده بر پا خزر انقلابى * رنج و حرمان و غم داده حاصل !
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3133
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٣١٣٣