گشته پيدا غمانگيز ابرى * روى امواج درياى زيبا
مشرفم بر سر تخته سنگى * گشته ساحل چو روح مسيحا
* * غرق انديشهام ، آرى ، اى واى ! * غرق درياى احلام شيرين
غرق افكار و شور جوانى * غرق اميال پرسوز ديرين
* * تيرهابرى سياه و غمآلود * پرده از غم كشيد آسمان را
كرد تاريك زين تيرگيها ! * نيلگون صحنهء بيكران را
* * ناگهان گشت طوفان هويدا * قايق از موجها سرنگون شد
ابر گرييد بر لوح دريا * كار دل يكسر از نو جنون شد
* * موجهاى كفآلود ، رقصان * خورد سرمست بر صخرهء سرد
رعد غرّنده از خشم ناليد * در كنار افق با غم و درد
* * فكر من همچو امواج درهم * يا پريشانتر از موى يار است
وه كه از ياد عشقى غمانگيز * روزگارم چو شبهاى تار است
* * از غريو شبيخون طوفان * آسمان اشك غم ريزد آرام
موج پاشيده از هم ز صخره * شويد از چهرهها اشك آلام
* * مرغ آبى شناور در امواج * مضطرب از هياهوى آب است
مىرود پيش در سينهء موج * گرچه تنها و بىتوش و تاب است
* * گنگ و وامانده اندر شگفتى * ماندهام بىكس و يكّه برجا
حملهور خيل جرّار طوفان * كار زارى ، خزر كرده بر پا
* *