تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3048

مساهمون:

ص٣٠٤٨

درد عشق

اگر دو چشم تو با چشم من سخن گفتند * به يكدگر سخن از درد عشق من گفتند ز بىوفايى تو بر زبان سخن مىرفت * به هركجا كه ز مهر و وفا سخن گفتند مدام دل‌شكنى شيوهء تو بود ، اگر * تو را نگار دل‌آزار دل‌شكن گفتند دل مراست غم تازه‌اى مگر ياران * ز حال من به تو باز از غم كهن گفتند وفا به عهد نكردند دوستان آرى * فسانه بود كه ياران در انجمن گفتند مرا به كوى محبّت وطن بود « گلبن » * بلى بود وطن آنجا گر از وطن گفتند