ممتاز مىبخشد و او را از تمام معاصران خود برمىكشد ، همين قسمت از شعرهاى اوست . »
كليات اشعار صفا به اهتمام فاضل ارجمند ، احمد سهيلى خوانسارى طبع و نشر شد .
خاكستر عشق
دل بردى از من به يغما ، اى ترك غارتگر من * ديدى چه آوردى اى دوست ، از دست دل بر سر من
اوّل دلم را صفا داد ، آيينهام را جلا داد * آخر به باد فنا داد ، عشق تو خاكستر من
عشق تو در دل نهان شد ، دل زار و تن ناتوان شد * رفتى چو تير و كمان شد ، از بار غم پيكر من
مىسوزم از اشتياقت ، در آتشم از فراقت * كانون تو سينهء من ، سوداى من اخگر من
من مست صهباى باقى ، زان ساتكين رواقى * فكر تو در بزم ساقى ، ذكر تو رامشگر من
چون مهره در ششدر عشق ، يكچند بودم گرفتار * عشق تو چون مهره چنديست ، افتاده در ششدر من
دل در تف عشق افروخت ، گردون لباس سيه دوخت * از آتش آه من سوخت ، در آسمان اختر من
گبر و مسلمان خجل شد ، دل فتنهء آب و گل شد * صد رخنه در ملك دل شد ، ز انديشهء كافر من
شكرانه كز عشق مستم ، مى خوارم و مىپرستم * آموخت درس الستم ، استاد دانشور من
سلطان سير و سلوكم ، مالك رقاب ملوكم * در سورم و نيست سوكم ، بين نغمهء مزمر من
در عشق سلطان بختم ، در باغ دولت درختم * خاكستر فقر تختم ، خاك فنا افسر من