ارمغان گل
ارديبهشت آمد ، با كاروان گل * آورد سوى ما ز بهشت ارمغان گل
همچون ستاره لاله دميد از بر زمين * روى زمين شدهست مگر آسمان گل
از سبزه دشت گشت چو زنگارگون سپهر * وان شنبليد زرد بر آن كهكشان گل
هر بامداد روى افق لالهگون شود * از تاب سرخگونهء چون پرنيان گل
پروانهء سپيد به دو بال سيمگون * همچون فرشته باد زند بر رخان گل
ذوق شراب و لطف نسيم و هواى دوست * افزون شود چو باز بيايد زمان گل
هر روز بامداد به ديدار باغ شو * تا شادمان شوى ز رخ شادمان گل
آن نوگل شكفته نگر در ميان باغ * وان چتر نارون كه بود سايبان گل
آن كودكان نگر چو گروهى فرشتگان * بازيكنان به شادى هريك بسان گل
دندان هريكى به شكرخند از دو لب * تابان چو لالهء سحرى در دهان گل
ديروز شادمانه سوى بوستان شدم * تا ساعتى بسربرم اندر ميان گل
تا چهرهء گشاده بياورد سوى من * زان بادهء نهفته به خم باغبان گل
گفتا به يار دوست يكى جام نوش كن * زين سالخورده باده به روى جوان گل
نزديك گل بماندم با باده شادمان * گل ميزبان من شد و من ميهمان گل
صد داستان شنودهام از گل ولى نگفت * شيرينتر از هزار يكى داستان گل
بر سرو بن هزار همىخواند اين سرود * با نغمهاى كه بود مگر از زبان گل
صلح و نشاط در دل ابناى روزگار * اين است آرزوى من و آرمان گل
گر از ستيزه روى بگرداند آدمى * روى زمين شود به خوشى بوستان گل
آورد هديهاى ز سوى بوستان « صبا » * اين داستان گل را زى دوستان گل
باشد كه اين چكامه پسند اوفتد به لطف * در پيش طبع « فرّخ » « 1 » و در آستان گل
هامش
( 1 ) - اشاره به محمود فرّخ خراسانى است .