ايتاليايى پرداخت و نمايشنامههاى ژان مقدس ، اثر برنارد شاو ، و سياحتنامهء هنرى ميلر در يونان به نام ستون سنگى ماروسى را به فارسى ترجمه كرد .
فروغ در سال 1343 چهارمين مجموعه شعرش به نام تولدى ديگر ، طبع و نشر شد و در سال 1344 سازمان يونسكو فيلمى نيمساعته از زندگى او تهيه كرد و سرانجام در زمستان سال 1345 براثر سانحهء اتومبيل درگذشت و در گورستان ظهير الدولهء شميران مدفون گرديد .
فروغ شاعرى هنرمند و توانا بود ، در شعر و ادب فارسى جايى براى خود باز كرد و در ميان شعراى زن در عصر حاضر ، شعرش جنجالبرانگيز بود و در مجامع ادبى ايران مطرح گرديد . در شعر سنتى و نو هر دو كار كرد و درخشش يافت . او در شانزدهسالگى با ابراهيم گلستان ازدواج كرد و ثمرهء آن يك فرزند پسر بود و كوتاه زمانى زندگى كرد و از همسرش جدا گرديد و تا پايان عمر مجرد زيست .
از ياد رفته
ياد بگذشته به دل ماند و دريغ * نيست يادى كه مرا ياد كند
ديدهام خيره به ره گشت و نداد * نامهاى . . . تا دل من شاد كند
* *
خود ندانم چه خطايى كردم * كه ز من رشتهء الفت بگسست
در دلش جايى اگر بود مرا * پس چرا ديده ز ديدارم بست ؟
* *
هركجا مىنگرم پر ز ملال * نگهش بر رخ من تيره شده
درد عشق است كه با حسرت و سوز * بر دل كوچك من چيره شده
* *
گفتم از ديده چو دورش سازم * بىگمان زودتر از دل برود
مرگ بايد كه مرا دريابد * ور نه درديست كه مشكل برود
* *
تا لبى بر لب من مىلغزد * مىكنم ناله كه كاش اين ، او بود
كاش اين لب كه مرا مىبوسيد * لب سوزندهء آن بدخو بود
* *