تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2365

مساهمون:

ص٢٣٦٥
دكتر صورتگر در شمار اساتيد شعر معاصر فارسى بشمار مىرود كه در نظم انواع شعر به سبك اساتيد باستان مهارت كامل داشت و ديوانش به چاپ رسيده است .

شاديها

در اين غمخانهء پردرد و تيمار * بشر را شادمانيهاست بسيار عروسى نوجوان از شوى و الا * به پورى كامران برداشتن بار شبى چون پاسبانان دير ماندن * كنار بستر فرزند بيدار به افسون كودكى را خواب كردن * چنان آسان گرفتن كار دشوار تنش را از پليدى پاك شستن * به ابرو ناشده چينى پديدار تنى تنها ولى هر چار بودن * طبيب و عاشق و يار و پرستار چو كودك تب كند بر وى زدن آب * ز اشك پاك چشمان گهربار كه روزى با زبان بىزبانى * به دو گردد به شادى گرم گفتار اگر پرورده‌اى طفلى به دامان * ندانى هيچ شادى بهتر از آن شب آدينه گاه شادمانى * نخستين پاس خفتن در جوانى كتاب درس را يك‌سو نهادن * گشودن باب عيش و شادمانى به خوان دوستان موعود بودن * كه شادى خيزد از آن ميهمانى گشودن چشم پيش از آنكه خورشيد * كند بر بام گيتى زرفشانى رخ ناشسته زى بستان دويدن * گرفتن بهره‌اى از زندگانى به زير بيد بن فارغ نشستن * ز اندوه و ملال اين جهانى به شوخى نكته سنجيدن كه زيباست * ميان دوستان شيرين‌زبانى سخن بسيار گفتن كم شنيدن * نكردن با رفيقان سرگرانى چنين آدينه شادىخيز باشد * و ليكن بهتر از آن نيز باشد نخستين روز نوروزى كه عالم * شود بار دگر سرسبز و خرّم به گرد نوعروس بوستانى * نماند بلبلى خاموش يك‌دم كند چون زندباف قمرى آوا * به گوش آيد نواى زير يا بم