دكتر صورتگر در شمار اساتيد شعر معاصر فارسى بشمار مىرود كه در نظم انواع شعر به سبك اساتيد باستان مهارت كامل داشت و ديوانش به چاپ رسيده است .
شاديها
در اين غمخانهء پردرد و تيمار * بشر را شادمانيهاست بسيار
عروسى نوجوان از شوى و الا * به پورى كامران برداشتن بار
شبى چون پاسبانان دير ماندن * كنار بستر فرزند بيدار
به افسون كودكى را خواب كردن * چنان آسان گرفتن كار دشوار
تنش را از پليدى پاك شستن * به ابرو ناشده چينى پديدار
تنى تنها ولى هر چار بودن * طبيب و عاشق و يار و پرستار
چو كودك تب كند بر وى زدن آب * ز اشك پاك چشمان گهربار
كه روزى با زبان بىزبانى * به دو گردد به شادى گرم گفتار
اگر پروردهاى طفلى به دامان * ندانى هيچ شادى بهتر از آن
شب آدينه گاه شادمانى * نخستين پاس خفتن در جوانى
كتاب درس را يكسو نهادن * گشودن باب عيش و شادمانى
به خوان دوستان موعود بودن * كه شادى خيزد از آن ميهمانى
گشودن چشم پيش از آنكه خورشيد * كند بر بام گيتى زرفشانى
رخ ناشسته زى بستان دويدن * گرفتن بهرهاى از زندگانى
به زير بيد بن فارغ نشستن * ز اندوه و ملال اين جهانى
به شوخى نكته سنجيدن كه زيباست * ميان دوستان شيرينزبانى
سخن بسيار گفتن كم شنيدن * نكردن با رفيقان سرگرانى
چنين آدينه شادىخيز باشد * و ليكن بهتر از آن نيز باشد
نخستين روز نوروزى كه عالم * شود بار دگر سرسبز و خرّم
به گرد نوعروس بوستانى * نماند بلبلى خاموش يكدم
كند چون زندباف قمرى آوا * به گوش آيد نواى زير يا بم