نماز نيايش
تو در متن زيباترين واژهها مىدرخشى
و از پشت تصويرهاى مهآلود
يا غرقه در رنگ و رؤيا
نشان تو پيداست
* غروب است و باران
كه در لجّهء آب
و در باغ موسيقى باد
صداى تو جارى است
و در دشت « دشتى » و « شهناز » و « ماهور »
به هر گام تو نغمه در نغمهء گل مىشكوفد
دلانگيز و پرشور
* در اوراد هر چيز
حتّى خطوط غبار و شكسته
نماز نيايش به نام تو برپاست
تو را هر زمان با هزاران زبان مىسرايند
ولى باز
تو آن ناسروده سرودى ، كه پايان ندارى