نواى شعر
كبود ناخن شب زير تازيانهء كيست ؟ * به دامن شفق اين خون جاودانهء كيست ؟
فتد گر آتش سركش در اين سراى كهن * زبان شعله نپرسد كه خانه ، خانهء كيست ؟
غبار ديدهء عقل است خواب خرگوشى * به هوش باش كه گوش تو بر فسانهء كيست ؟
سپيدبختى تو از سياهروزى ماست * طنين خندهات از گريهء شبانهء كيست ؟
دريده پردهء گوش سحر ز نعرهء توست * « سياه مستى تو از شرابخانهء كيست ؟ »
ز برج عاج رفيع شرف فرونايد * هرآنكه گوهر جان داند از خزانهء كيست ؟
ز سوز سينه « سياسى » سرود مىخوانى * نواى شعر تو گلبانگ عاشقانهء كيست ؟
نزديك شو ، نزديكتر
آنجا كه مىبيزد صبا عطر و عبير اندر هوا * و آنجا كه مىريزد سما سيماب بر چهر چمن
در ساحل زايندهرود آنجا كه مىآيد فرود * از زهره آهنگ درود بر آن رخ چون نسترن
سر فارغ از انديشهها كردم چو عاشقپيشهها * اندر كنار بيشهها در دامن دشت و دمن
خواهى اگر بينى مرا استادهام آنجا بيا * آنجا بيا ، زير درخت ، زير درخت نارون
نزديك شو اى سيمبر نزديكتر ، نزديكتر * تا گيرمت چون جان به بر ، چونان كه تن را پيرهن
صفاى صبح صفاهان
ز شكوه گرچه به لب يك جهان سخن دارم * هميشه آرزوى ديدن وطن دارم
چگونه شرح دهم صبح و شام غربت را * نصيب خصم شود حالتى كه من دارم
حجاب تن شده فانوس جان پرشورم * شرار و شعله نهان زير پيرهن دارم
صفاى صبح صفاهان گرفته دامن دل * هواى گريه بر آن خاك و آن چمن دارم
از اينكه نيستم اينك ميان يارانم * چه شرمها كه من از روى مرد و زن دارم