آنجا كه رستگارى جاويد ، ما را چو كوه سخت چنين پاييد
تا در مقابل صف باطل ،
در سينهء تجاوز و استعمار
در ديدهء ستمگر استبداد
چون آبديده ميخ فروباشيم
اى مادر دلير فلسطينى
در سنگر نبرد تو همرزمم
در ماتم تو ، خشم تو ، همدردم
بايد كه خون پاك مسلمانان ،
مردان سرفراز « فلسطينى » مردان پرشهامت « ايرانى »
با آبيارى همهء خونها
روزى نهال حق و عدالت را ، خوشبارور كند .
گلها ، شكوفهها و بهاران گونهگون
بايد تمام فصل ، بايد تمام سال ، بايد تمام قرن . . . بيارايد
خاك شهيد پاك فلسطين را ، گور شهيد كشور ايران را
از خون لالههاى زمين آرى
بايد گل نجات برآرد سر !
از بهر كشور من و تو بايد ،
حق آورد . . . اميد دهد . . . وحدت !
چون راه ما يكيست ، اهداف رفتگان و شهيدان ما يكيست ،
خون پشتوانهايست به راه نجات خلق
اى مادر دلير فلسطينى
تو آن شكوهمند شهادت را ، ديدى به چشم خويش
اى سرفرازتر ز همه مادران قرن ،
من آن شكوهمند شهادت را ، ديدم به چشم دل
در اوج سربلندترين مادر
بنگر به شادىات همه خرسندم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1475
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص١٤٧٥