اى عزّت عرب
هر روز در غروب غمانگيز كشورم
در هر صباح ، در هر سپيدهدم
آن دم كه سينههاى شهيدانم ،
آماج تير ددمنش دون شد ،
آن دم كه قسمتى ز افقهاى دوردست
خونين و لالهگون شد
بينم كه خون پاك شهيدان مردمم
با خون پاك خلق « فلسطين »
توأم يگانهوار همىجوشند
يعنى كه ره يكيست
خونها برابرند . . . آنها برادرند . . .
غلطان و پرخروش چو امواجند
در قلّهء شرف همه موّاجند
آرى . . .
به يك روال ، در پاى يك نهال
آن هم زوال كامل استعمار
آن هم نهال شادى و آزادى
اى مادر دلير « فلسطينى »
من مادر ستمكش « ايرانم »
در سنگر نبرد تو همرزمم
در ماتم تو ، خشم تو ، همدردم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1476
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص١٤٧٦