تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1378

مساهمون:

ص١٣٧٨
تو را گفتند نيكو مادرى باش * نگفتندت كه بزم‌آرا و دلبر زنان در آفرينش ارج دارند * نه هرزه دستهء نسوان اظهر رسول هاشمى آن عقل كامل * ورا بستوده همچون سنبل تر از آنجايى كه كار و فكر مردان * نمىباشد ز خانمها ميسّر همان بهتر كه محفوظش بدارند * بسان زر ، در گنجينهء زر به مانند روان در قالب جان * و يا چون ديده اندر قسمت سر تو را تنها همين فخريه كافيست * كه بنشينى و زايى ضيغم نر بر اين پندم اگر نيكو دهى دل * ندارم غير از اين گفتار ديگر هرآنچه گفتم از آغاز و پايان * ز من بشنو تو اى فرزانه خواهر ز اشعار « دوانى » گر برنجى * شگفتا ، آوخا ، اللّه اكبر !