والى ملك ولايت شه اقليم كمال * حافظ شرع پيمبر مه تابان آيد
« مهدى » منتظر آن پادشه نيكسير * صاحب عصر و زمان حجّت رحمان آيد
زادهء پور شهان خسرو مسندآرا * بهر دلدارى دلهاى پريشان آيد
حسرتى نيست مرا گر كه تنم مرده بود * چونكه جانى به تن عالم امكان آيد
امام برحق
نسيم رحمت ، دمى گذر كن ، به سرزمينى ، كه ريزد آنجا * گناه و عصيان ، بسان باران ، به عشق مولا
على همايون ، شهنشه دين ، يگانهء مهر ، سپهرآيين * شهى كه احيا ، كند به تلقين ، به يك اشاره ، هزار عيسى
شه دو گيتى ، فروغ هستى ، خزينهء جود ، عزيز معبود * چراغ دانش ، جمال بينش ، على عالى ، ولى و الا
امام برحق ، وصىّ مطلق ، يگانه در ، حقيقت حق * امين دنيا ، شفيع فردا ، امير هيجا ، على اعلا
چو پور عمران ، به كوه طورش ، ز شوق رويش ، عبورش * سروش غيبى ، عيان سرودش ، كه لنترانى ، ايا موسى
آمد به ياد
روز روشن ديدم و روى توام آمد به ياد * ظلمت شب آمد و موى توام آمد به ياد
قامت سروى لب جويى بديدم دلفريب * و اندر آن دم قد دلجوى توام آمد به ياد
نوبهاران بوى گلها مست و مدهوشم نمود * من چه گويم بوى خوشبوى توام آمد به ياد
لشكر گل صف به صف ديدم به صحرا صفزنان * خودبهخود آن فرّ نيروى توام آمد به ياد
عكس روى يوسفى ديدم به لوحى بىدرنگ * ديده و مژگان ابروى توام آمد به ياد