ارزش زن از نظر اسلام
الا اى بانوى آزادهمنظر * بيا زين مسلك بيهوده بگذر
تويى آن سرو باغ آدميت * تويى زينتده هر زيب و زيور
تويى آن گوهر كانون هستى * كه هستى از تو مىگردد منوّر
تويى آن نوگل گلزار گيتى * كه از بويت مشام جان معطّر
تويى آن گلبن زيبنده كز تو * محيط خانه گردد مشك و عنبر
تويى آن لؤلؤ كان فضيلت * تويى تابنده چون خورشيد خاور
تويى آرامش هر ديده و دل * تويى آسايش افكار شوهر
تو بر نقش زنان نيكوشمايل * تو در تاج شهان رخشندهگوهر
تو اندر آسمان آدميت * فروزاناخترى اى نيكاختر
هواى دلگشايت بهجتافزا * جمال جانفزايت روحپرور
فروغ چهرهات چون ماه تابان * كلام دلنشينت شهد و شكر
بهشت جاودان با آن فضائل * بود زير قدمهاى تو مادر « 1 »
چرا بايد به گفتار سفيهان * شوى بيگانه از الطاف داور
اگر دوشيزهاى يا بانوانى * گهى از سر برافكندند چادر
تو خود از ديدهء مردان نگه دار * مبادا خشك و تر سوزد در آخر
منه پا در كلوب و انجمنها * مزن از اين سبب دامن بر آذر
به اطراف جهان بهر سياحت * مگردان خويشتن را همچو پرگر
به هر بدكيش و هر ناكس مده دل * مكن با ديگران آلوده پيكر
پرىآسا بسان حور جنّت * تن لخت و رخ ، باز و سبكسر
نمىدانى كه با اين وضع دلكش * برى طاقت ز هر بيننده يكسر ؟
يقين دان نظرهء نظّارگانت * به قلب ناظران باشد چو اخگر
مرو مانند زنهاى هوسباز * به پيرامون هر فحشا و منكر
از اين آلودگيهاى كنونى * برون آى و بهسوى بخردان پر
پرىرخ اين جهان مانند درياست * مينداز اندر اين دريا تو لنگر
نگارا مهجبينا سروقدّا * دلا سيمينبرا يكدانه گوهر
هامش
( 1 ) - اشاره به حديث مشهور : الجنّة تحت اقدام الامّهات .