جبين سا به خاك درش هان كه بىشك * در اين بقعه جان جهان آرميده
در اطراف كاخ ملكپاسبانش * شهان و دوصد عالمان آرميده
به پيرامن مشعل پرفروغش * هزاران ز روحانيان آرميده
به فردوسيان گو به قم اندر آيند * كه زينتده حوريان آرميده
به ايرانيان گوى كاين در بپويند * ازآنرو كه شاه زنان آرميده
كمال و شرف ، علم و جاه و جلالت * به هر سوى اين آستان آرميده
به هرجا كه گامى نهى با تأمل * فسرده تنى شادمان آرميده
قدمها به آرامى اينجا فرونه * كه در اين زمين گلرخان آرميده
به عبرت نظر كن كه بينى در اينجا * هزاران سر و سروران آرميده
هزاران گل و بلبل و سرو و سوسن * دو صد نرگس و ارغوان آرميده
بسى اختران فروزنده باشد * كه در زير اين آسمان آرميده
خوش آنان كه در قم همى جان سپارند * خوش آنكو در اين گل مكان آرميده
خوش آن روزگارى كه در قم گذشته * خوشا حال آنكه شبان آرميده
چه غم دارد از روز محشر « دوانى » * كه در ظلّ رشك جنان آرميده
در تهنيت ولى عصر امام زمان ( عج )
مژده اى منتظران كان شه خوبان آيد * وين شب تيره سرانجام به پايان آيد
گر دهم جان گرانمايه بدين مژده سزد * كه به تأييد خدا آن شه خوبان آيد
بلكه از خرّمى ريزش باران بهار * بايدم گفت كه آن رحمت دوران آيد
خوش تكانى بخورد سلسلهء كون و مكان * اندر آن لحظه كه آن سلسلهجنبان آيد
خضر فرخندهاى از مغرب ارض ظلمات * بهر ديدار شهنشاه شتابان آيد
شادمان عيسى مريم به تماشاى رخش * اى سراپردهء خورشيد درخشان آيد
برق جانسوز جمالش به دل دشمن دين * چو شهابى به سر لشكر شيطان آيد
اهرمن را نبود طاقت ديدار و درنگ * اندر آن روز كه آن جلوهء يزدان آيد
هركجا عنصر پاكى بود از شوق و شعف * به هوادارى او شاد و غزلخوان آيد
بهر تسليم و ادا كردن خاتم به شهش * آصف از عاصمهء ملك سليمان آيد
چشم بد دور كه از لطف خداوند عزيز * يوسف از مملكت مصر به كنعان آيد