تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1372

مساهمون:

ص١٣٧٢
محضرت مستى جام بىغش * گرمىات رخصت چشم آتش پاى پاكان عالم به راهت * شد مقدس چنين جايگاهت اى رسول اى پيام‌آور دهر * مىچكاند به كامت زمان زهر قلب تاريخ آشوب و بلواست * غلغل دردمندان دنياست بر تنت مىكشد تازيانه * فقر فرهنگى اين زمانه وه چسان مىكشى حرمت خويش * اين‌چنين خسته بر موج تشويش اى زلالين‌ترين بركهء آب * اى بهار شكوفنده بىتاب

عبور

عبور ، فرصت هشيار گام رخوت‌بار * هواى تازه شنفتن ، شكفتن پندار عبور سفرهء خونين لاله در دل شب * عبور قلّهء ايثار ، كو ، اسب‌سوار عبور ، لجهء آب است در ستايش سبز * نمود صبح ز گلدستهء رفيع چنار عبور لذّت پيوند گيله مردونشا * تجسّم تب دلدار ، لحظهء ديدار عبور قايق و طوفان و مرد ماهيگير * و انتظار كه جاريست از در و ديوار عبور عصمت عريان كار و داس و درد * شكوه جنگل پروازها ، شمار ، شمار بيار جام سفالين بركهء هستى * كه رقص عشق نشايد به پاى و دست خمار طلوع پنجره‌ام را ز لب گشودن توست * بر اين زمين سترون ببار ابر بهار سلام صبح ، سپيدار جلگهء خورشيد * دريچه‌هاى جهان را ، چنين غريب مدار