فارسى براى تدريس مدارس از تأليفات سالهاى 1340 تا 1345 اوست .
سرانجام دكتر خانلرى پس از عمرى خدمت در شهريورماه سال 1369 شمسى چشم از جهان فروبست .
به دوستم : صادق هدايت
« گويند زاغ سيصد سال بزيد و گاه سالش از اينقدر نيز بگذرد . . . عقاب را سال عمرى سى بيش نباشد »
( خواص الحيوان )
عقاب
گشت غمناك دلوجان عقاب * چو از او دور شد ايّام شباب
ديد كش دور به انجام رسيد * آفتابش به لب بام رسيد
بايد از هستى ، دل برگيرد * ره سوى كشور ديگر گيرد
خواست تا چارهء ناچار كند * دارويى جويد و در كار كند
صبحگاهى ز پى چارهء كار * گشت بر باد سبكسير سوار
گلّه كاهنگ چرا داشت به دشت * ناگه از وحشت پرولوله گشت
وان شبان ، بيمزده ، دلنگران * شد پى برّهء نوزاد دوان
كبك در دامن خارى آويخت * مار پيچيد و به سوراخ گريخت
آهو استاد و نگه كرد و رميد * دشت را خط غبارى بكشيد
ليك صيّاد سر ديگر داشت * صيد را فارغ و آزاد گذاشت
چارهء مرگ نه كارىست حقير * زنده را دل نشود از جان سير
صيد هرروزه به چنگ آمد زود * مگر آن روز كه صياد نبود
* * آشيان داشت در آن دامن دشت * زاغكى زشت و بداندام و پلشت
سنگها از كف طفلان خورده * جان ز صد گونه بلا دربرده
سالها زيسته افزون ز شمار * شكم آكنده ز گند و مردار
بر سر شاخ وِرا ديد عقاب * ز آسمان سوى زمين شد به شتاب
گفت كاى ديده ز ما بس بيداد * با تو امروز مرا كار افتاد