شبى با ريجاب
نيمشب بود و درّهء ريجاب * خلوتى قدسى و خدايى داشت
با سرود هميشه جارى رود * چنگى زهره همسرايى داشت
* * بيشه همبستر سياهى و ، ماه * از گريبان درّه سر بر كرد
چون عروسى كه پرده برگيرد * جلوهاى كرد و پرده ديگر كرد
* * بيد مجنون به غرفههاى جمال * چادرى از حرير را ماند
گرد پاى سوار آب اينجا * خوابها را ز ديده مىراند
* * باغبان بهار گستردهست * خوانى از مهر مىپرستان را
تود و انجيربن براى نثار * نقل و شهد آورند مستان را
* * لاله سر در كنار سوسنها * آرميدهست زير چادر بيد
شبنم از خواب ناز نگشايد * چشم از اينجا به عشوهء خورشيد
* * پاى هشته به دوش سرو و چنار * بندبازان تاكها ، چالاك
رويشى در يگانگى دارند * سنگ و آب و درخت و سبزه و خاك
* * در نهان جاى سايهروشنها * رسته هر گوشه زنبق مهتاب
دفتر لحظهها ورق مىخورد * با سرانگشت شاخهاى در آب
* * باد ، با برگ گرم راز و نياز * سروها در نماز روحانى
تاك ، فانوس خوشهها در دست * مىبرد ماه را به مهمانى
* * رود ، دامنفشان و پاكوبان * از تغنّى و نغمه مالامال
چتر گردو گشوده بر سر باغ * صخرهها صُفّهء جمال و جلال