به هربارى كه « حيرت » يادش آرد * بر اندوهش شود افزوده بارى
ندانم شرح غم را بر كه خوانم * كه بنمايد پى دل راه چارى
نداند چيست حال سوگواران * به عالم هيچكس جز سوگوارى
در تهنيت و مرثيت حسين بن على ( ع )
اى مظهر جمال حق اى حضرت حسين * اى نقد عشق خاك تو بر كائنات دين
اى آنكه بارگاه تو چون همّت رسول * برتر ز وهم بىخرد بعد مشرقين
در ذات توست هرچه بخواهى مگر كه عجز * ز اوصاف توست هرچه بخواهى مگر كه مين « 1 »
باشد وجود عالى اعلى مقام تو * چون ذات كردگار منزّه بود ز شين « 2 »
بهر شهادت تو شهادت ز جان بسى * بر عرصهء خيال برانداخت كعبتين
از استماع قصّهء تو در به نينوا * يابد مذاق خلق به هر حين طعم حين « 3 »
والاترى ز قوم شهيدان چو در عدد * برتر ز حرف ابجد در رتبه حرف غين
خيزد حنين به حشر ز بدخواهت آنچنان * كز بدسگال حيدر برخاست در حنين « 4 »
با تو خلاف بدگهران هست خود خلاف * با صانع دوعالم و با شاه مغربين
گر باد كوى دشمن تو بر جهان وزد * چون سبزهديو سر زند از خاك خافقين « 5 »
كوبند سر به خاك پدر مردهسان همى * اندر فراق روى تو هر شام نيّرين « 6 »
از هجر جانگداز دو ابروى تو هلال * گرديد قدخميده و لاغر چو حاجبين
بىداغ ماتم تو بود نقد قلبقلب * چون بىقبول خسرو صاحبقران حسين
شد قطرههاى اشك من اندر عزاى تو * بحرى كه شد حباب بر آن عرش چون نطين « 7 »
در ماتم تو آيهء قرآن چو نظم من * بر خويش جامههاى سيه كرده فرض عين
اى آنكه گشت هركه به تشريف تو شريف * گردد كمينه بندهء او مهر و مه به زين
از شوق پايبوس مكان تو مر مرا * باشد درون سينه پرآتش چو كورقين « 8 »
از روى لطف و بندهنوازى خداى را * برهان مرا ز هجرت و خوارى روز بين
هامش
( 1 ) - مين : دروغ گفتن
( 2 ) - شين : عيب و زشتى
( 3 ) - حين : مرگ
( 4 ) - حنين : محلى بين طائف و مكه
( 5 ) - خافقين : مشرق و مغرب
( 6 ) - نيّرين : آفتاب و ماه
( 7 ) - نطين : رشتهء برهمتنيده
( 8 ) - كورقين : عذاب و شكنجه .