تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1134

مساهمون:

ص١١٣٤

حسان ( 1302 )

حبيب چايچيان ، متخلص به حسان ( مدّاح اهل بيت ) ، فرزند محمد حسين ، در سال 1302 هجرى شمسى در تبريز در خانواده‌اى مذهبى چشم به جهان گشود ، شش‌ساله بود كه همراه خانواده‌اش به تهران مهاجرت كرد و در اين شهر رحل اقامت افكند ، پانزده سال بيشتر نداشت كه پدرش بدرود حيات گفت و مرگ او ضربه‌اى سخت بر روح و قلب حسّاسش وارد ساخت و همين امر سبب گرديد كه قريحهء شعر در او بيدار شود و اوّلين شعرى كه سرود با چشم گريان اين دو بيت در مرثيهء پدرش بود :
پدرم رخت از اين جهان بربست * كمرم از غم و محن بشكست مىكنم ليك شكر يزدان را * گر پدر نيست باز مادر هست
بارى ، چايچيان تحصيلات خود را در تهران در مدرسهء ايران و آلمان به پايان رسانيد ، ازآن‌پس به استخدام بانك ملى درآمد و پس از سالها خدمت ، سرانجام بازنشسته شد . حسان دربارهء انگيزهء شاعرى خود چنين مىگويد : « مادرم عاشق مولا على و اهل بيت ( ع ) بود و پيوسته مرا به سرودن اشعار مذهبى در مدح و مرثيت ائمهء اطهار ( ع ) تشويق مىكرد و نخستين سفرى كه همراه مادر و مادربزرگم به كربلا رفتم ، در حرم سيد الشهداء در كنار ضريح آن حضرت خواستم كه مرا به شاعرى درگاهش مفتخر فرمايد و به من توفيق دهد كه منحصرا اشعار مذهبى بسرايم . در همين موقع يكى از سادات كتابى به دستم داد كه به زبان عربى بود به نام " بطلة كربلا " تأليف دكتر س . بنت الشاطى ، وقتى كه به تهران آمدم آن را به نام " زينب بانوى قهرمان كربلا " ترجمه كردم . بالاخره تصميم نهايى خود را گرفته و هرچه شعر در زمينه‌هاى مختلف داشتم در آتش افكندم . از آن تاريخ همواره اشعار مذهبى سرودم و اميدوارم تا آخرين لحظات عمر بتوانم در اين راه گام بردارم . »