مىكند !
با دو چشمش كار قاتل مىكند * كار ما را سخت مشكل مىكند
حرفهاى تند و تيزش را ببين * با زبانش كار فلفل مىكند
هركه كارى كرد از روى ريا * از سر بند آب را گل مىكند
هركه شد ديوانه كار خويش را * بهتر از هر فرد عاقل مىكند
گر قدت كوتاست كفش كف ضخيم * هيكلت را برج ايفل مىكند
گر دلت از بار غم سنگين بود * بىخيالى كار مسهل مىكند
مال خلق اللّه را كمتر بخور * زان كه پرخور زود رودل مىكند
مفت كمتر خور كه فكر مال مفت * مفتخور را سست و كاهل مىكند
فكر دنيا مرد دنيادوست را * از خدا هم دور و غافل مىكند
دين و دنيا بنده را اين روزها * هى به خود مشغول و مايل مىكند
دل براى انتخاب اين و آن * در ميان سينه دلدل مىكند
غصّه هركس بهر روزى مىخورد * او به جدّم فكر باطل مىكند
بهر هركس چون به قدر قسمتش * از همان بالا خدا ول مىكند
ملوليده !
من از وضع حاضر ملوليدهام * اگرچه خود آن را قبوليدهام
خودم گيج و منگم ؟ ندانم كه من * فروعيدهام يا اصوليدهام
كنم صبر تا وضع بهتر شود * كه تا كس نگويد عجوليدهام
از آن ساكتم تا نگويد كسى * كه مخلص زيادى فضوليدهام
دخالت نكردم به كارى كه باز * نگويند بىجا دخوليدهام
نه دنبال زورم نه دنبال پول * نه زوريدهام من نه پوليدهام
اگر بود پولى به جيبم بدان * كه قرضيدهام يا نزوليدهام
مگير اى جوان خرده بر طنز من * كه مخلص در اين ره كهوليدهام
من آن طنز گويم كه در راه طنز * بزرگيدهام ، بلكه غوليدهام
روان « عُبيدم » كه اين روزها * به جسم « حسامى » حلوليدهام
گذشته است بسيار سختى به من * كه من با تحمّل سهوليدهام