تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1133

مساهمون:

ص١١٣٣
ستمها از اين‌ها كشيدم بسى * كه از ذكر آنها خجوليده‌ام از آن بيم دارم كه بينم شبى * طنابيده‌ام يا گلوليده‌ام خلاصه از اين وضع و اين بلبشو * ملوليده‌ام من ملوليده‌ام

انتخابات آزاد

دوش با لعبتى سياست‌باف * من سؤال و جواب مىكردم گه مرا او مجاب مىفرمود * گه من او را مجاب مىكردم انتخابات ، گفت بُود آزاد * من كه فكر جواب مىكردم گفتم : اين را نمىكنم باور * زان كه با خود حساب مىكردم انتخابات اگر كه بود آزاد * من تو را انتخاب مىكردم

دفاع قاتل !

جاهلى كُرد كُشت پيرى را * پير درماندهء فقيرى را كار قاتل به دادگاه كشيد * چون به او نوبت دفاع رسيد گفت در دادگاه قاتل كُرد * گر نمىكشتمش خودش مىمرد

زن بدخو

گفت با شوهرش زنى بدخوى * گر بميرم چه مىكنى تو بگوى ؟ گفت : من شكر كردگار كنم * گر نميرى بگو چه كار كنم ؟ !