ستمها از اينها كشيدم بسى * كه از ذكر آنها خجوليدهام
از آن بيم دارم كه بينم شبى * طنابيدهام يا گلوليدهام
خلاصه از اين وضع و اين بلبشو * ملوليدهام من ملوليدهام
انتخابات آزاد
دوش با لعبتى سياستباف * من سؤال و جواب مىكردم
گه مرا او مجاب مىفرمود * گه من او را مجاب مىكردم
انتخابات ، گفت بُود آزاد * من كه فكر جواب مىكردم
گفتم : اين را نمىكنم باور * زان كه با خود حساب مىكردم
انتخابات اگر كه بود آزاد * من تو را انتخاب مىكردم
دفاع قاتل !
جاهلى كُرد كُشت پيرى را * پير درماندهء فقيرى را
كار قاتل به دادگاه كشيد * چون به او نوبت دفاع رسيد
گفت در دادگاه قاتل كُرد * گر نمىكشتمش خودش مىمرد
زن بدخو
گفت با شوهرش زنى بدخوى * گر بميرم چه مىكنى تو بگوى ؟
گفت : من شكر كردگار كنم * گر نميرى بگو چه كار كنم ؟ !